X
تبلیغات
مسافر سفر تاتاری

مسافر سفر تاتاری

سعدی وفا نمی‌کند ایام سست مهر / این پنج روز عمر بیا تا وفا کنیم

معتبرترین جایزه ادبی آمریکای لاتین به اوسپینا رسید

ویلیام اوسپینا نویسنده کلمبیایی توانست با رمان "کشور دارچین" جایزه رومولو گالگوس از معتبرترین جایزه‌های آمریکای لاتین را از آن خود کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از "مرکو پرس" خبرگزاری کشورهای آتلانتیک جنوبی، ویلیام اوسپینا  در این رمان به واقعه سفر اروپاییها به قاره آمریکا و استقرار و تولید نسلشان در آن منطقه می‌پردازد. این نویسنده هنگام دریافت این جایزه اذعان داشته که ما مردمان آمریکا "همگی از نژادی ناخالص هستیم. "

اوسپینا در این مراسم که  دیروز در کاراکاس برگزار شد بیان داشت: تمام کاری را که من می‌خواهم انجام دهم این است که پیش گرو‌ههای بومی بروم تا مرا از بومی نبودن خودم مطلع کنند و پس از آن هم به اروپا بروم تا بفهمم که یک اروپایی هم نیستم. همه ما یک نژاد مخلوط هستیم.

این نویسنده 55 ساله این جایزه  راکه شامل هدیه 100 هزار یورویی ( حدود 143 هزار دلار) و همچنین مدال بنیاد رومولو گالگو است دریافت کرد.‌ این بنیاد به مطالعه آمریکای لاتین می‌پردازد و از معتبرترین بنیادهای فرهنگی این خطه از دنیا نیز هست.

رمان "کشور دارچین" ضلع دوم از سه‌گانه‌ای است که جلد نخست آن "اورسوا" (Ursua) نام دارد و جلد سوم آن نیز "شیطان کور" است. نویسنده در این سه‌گانه به تلاش نخستین مسافران اروپاییها برای استیلای بر آمازون می‌پردازد.

این خبرگزاری ویلیام اوسپینا نویسنده، شاعر و مقاله‌نویس کلمبیایی را از مشهورترین و پرمخاطب‌ترین نویسندگان ادبیات آمریکای لاتین معرفی کرده که تا کنون حدود 15 اثر در حوزه‌های مختلف ادبی از وی منتشر شده است.

سوتو وزیر فرهنگ ونزوئلا نیز که در این مراسم حضور داشت با تقدیر از این رمان آن را اثری دانست که "تمام مردم آمریکای لاتین باید آن را بخوانند."

این مقام مسئول رمان "کشور دارچین" را با "صد سال تنهایی" مارکز مقایسه کرد و بیان داشت که پس از کسب تکلیف از هوگو چاوز و در صورت توافق بخشهایی از این اثر را برای درج در کتابهای درسی کودکان کشور ونزوئلا اعمال خواهد کرد.
 
وی ادامه داد: زمانی که کسی نمی‌داند به کجا دارد می‌رود خیلی با ارزش است که حداقل بازگردد و ببیند که از کجا آمده است.
اوسپینا پس از گابریل گارسیا مارکز، مانوئل مخیا و فرناندو بالخو چهارمین کلمبیایی است که جایزه بنیاد رومولو گالگوس را از آن خود می‌کند. 

این دوسالانه ادبی در سال 1964 با هدف زنده نگه داشتن نام رومولو گالگوس رییس جمهور نویسنده ونزوئلا بنیان نهاده شد.‌ از دیگر برگزیدگان این جشنواره می‌توان به ماریو بارگاس یوسا نویسنده پرویی، خاویر ماریاس نویسنده اسپانیایی، روبرتو بولانو شیلیایی و آخرین نفری که در سال 2007 این جایزه را از آن خود کرد النا پونیاتوفسکا اشاره کرد.

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 1:52  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

حسین پناهی در زادگاهش هم غریب بود/ کسی مرگ حسین را به خاطر نیاورد

یاسوج - خبرگزاری مهر: انگار غربت، حسین پناهی را پس از مرگ نیز رها نمی کند زیرا در چهارمین سال مرگ او، در زادگاهش نیز غریب بود و کسی او را به یاد نیاورد.

به گزارش خبرنگار مهر در یاسوج، حسین همواره غریب مانده است چه در زمان حیات و چه در زمان مرگ. چه آن زمان که در فلسفه یک دیوانه به علامت سئوالهای بسیاری پاسخ گفت و چه حال که در زیر درختان بلوط سرزمینش با خاک زادگاهش عجین شده است.

مرداد که می آید حوصله هامان به "مارون" می ریزد و پا به پای "کودکی که در 11 سالگی به دنیای کفش پا نهاده" بر می گردیم تا بپرسیم "معذرت می خواهم چندم مرداد است؟"و نگفتیم تا 17مرداد سالگرد مرگ حسین پناهی در سکوت گذشت و این است "سرگذشت کسی که هیچکس نبود":

در سال 1335در کمرکش کوهپایه ها و سراشیبی مرغزارهای کهگیلویه، در روستای "دژکوه" حسین نامی پناهی متولد شد.

فارغ از هجای ناهنجار بودنها و نبودنها، چگونه ماندن را آموخت و''''مشکلات راه مدرسه باعث شد تا به باران با همه عظمتش بدبین شود''''.

در کلنجار با طبیعت زمخت زادگاهش، از "درخت انجیر پایین آمد" و راهی سفر شد، پس از آنکه از طلبگی به سمت هنر گرایش یافت، رفت تا بیابد آنچه را که تجربه نکرده بود.

از "هندسه منظم گلها" تا سجود گیاهان را به تماشا نشست و زمانی خواست این راه رفته را بازگردد:'''' من کجا خوابم برد، یه چیزی دستم بود، کجا از دستم رفت. من می خوام برگردم به کودکی.''''

کسانی که حسین را از نوشته هایش می شناسند گرایش او را به کودکی هایش می ستایند واو را فارغ از سینما، تئاتر، نویسندگی و شعر، کودکی می بینند که در عروج به انسانیت به رتبه ای دست یافته و این در واژه هایی نهفته است که در اشعارش به چشم می خورد.

عرفان، فلسفه و ادبیات از حوزه هایی بود که حسین از آنها بی بهره نبود و از زندگی مدرن امروزی که انسانیت را گاهی به سمت و سوی سقوط می کشاند، گریزان بود.

هنرمندان این استان شاید هنوز حرفهای حسین را در آخرین سفر به زادگاهش در ذهن مرور کنند، آنجا که از شرایط حرف زد و اینکه "هنرمندان این استان گلهای خود رویی هستند که بی منت بارون و باغبون گل می دهند اما چه حافظ ها وسعدی ها و فردوسی هایی که در این استان به دنیا می آیند و نشکفته می میرند بی آنکه یک بیت شعر سروده باشند." و بعد ادامه داد: از برزیل فقط "رونالدو و ریوالدواش را می شناسیم اما اسم حتی یک شاعر برزیلی را نمی دانیم." و بعد صدایش را بلند کرد و گفت: "آیا این است وعده فرهنگی که بشر داده بود؟"

مرگ حسین که سرشار از تنها ماندن و غریب ماندنش بود، چه بی صدا به فراموشی سپرده می شود. این روزها یادمان روزهای تنهایی حسین است. همان دوره گرد ساده "گمشده در هیاهوی شهر'''' که "نظر بند سبز مادر بزرگش را گم کرده بود".

مردی ناتمام و دلگیر از حضور نامفهوم ما در زندگی که در سایه خیال زیست. او همه ما را شنید و دید اما ما او را ندیدیم و نشنیدیم تا آنگاه که غفلت ما به خاکش باز گرداند.

"این سرگذشت کودکی است
که به سرانگشت پا
هرگز دستش به شاخه هیچ آرزویی نرسیده است".

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 1:44  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

تا وضعيت كتاب‌هايم در ارشاد مشخص نشود از انتشار آثار جديدم خودداري مي‌كنم

ايلنا: من چهار مجموعه شعر از آخرين اشعارم آماده انتشار دارم اما تا وقتي وضعيت كتاب‌هايم در ارشاد مشخص نشود از انتشار آنها خودداري خواهم كرد.
شمس لنگرودي شاعر در گفت‌وگو با خبرنگارايلنا، افزود:در حال حاضر در كتاب از يكي به مدت دو سال و ديگري به مدت هشت ماه در ارشاد است و مجوز انتشار آنها صادر نشده است.
وي گفت: كتاب اول رماني با نام”شكست خوردگان را چه كسي دوست دارد” است كه از سوي نشر آهنگ ديگر به ارشاد رفته و تا به حال در طول دو سال چهار بار بازخواني شده اما بدون ذكر دليل اعلام كرده‌اند كه اين كتاب ممنوع‌الانتشار است.
لنگرودي افزود: كتاب ديگرم يك كتاب تحقيقاتي با نام رباعي محبوب من است كه تحقيقي در باب كم و كيف رباعي از زمان رودكي تا نيما است كه با گزيده‌اي از رباعي‌ها با انتخاب من همراه است و از سوي نشر مركز به ارشاد ارسال شده اما تا امروز پس از هشت ماه هيچ جوابي به ما نداده‌اند.
وي اضافه كرد: من چهار مجموعه شعر از آخرين اشعارم آماده انتشار دارم اما تا وقتي وضعيت كتاب‌هايم در ارشاد مشخص نشود از انتشار آنها خودداري خواهم كرد.
اين شاعر گفت: چهار مجموعه شعر جديد من عبارتند از لب‌خواني‌هاي قزل‌آلاي من كه شامل 110 شعر كوتاه است، اشعار تغزلي عاشقانه كه تعداد آنها 60 شعر است،صبح آفتابي‌تان بخير ببر برفي كه در آن به اشعار غيرتغزلي پرداخته‌ام و مجموعه شعري كه در آن به مسائل پيش آمده در دوران انتخابات پرداخته‌ام.

منبع: ایلنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 1:19  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

26 اثر به بخش آييني و سنتي جشنواره تئاتر بانوان راه يافت

با پايان خوانش متون بخش آييني و سنتي هشتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان 15 اثر صحنه اي و 11 اثر نقالي به مرحله ارزيابي اين جشنواره راه يافت.
به گزارش ايلنا ؛ هيئت بازخواني بخش آييني و سنتي اين جشنواره متشكل از شهرام كرمي، مجيد گياهچي و حميدرضا آذرنگ از ميان 60 اثر رسيده به دبيرخانه جشنواره 26 اثر را براي مرحله بازبيني انتخاب كردند.
بر اين اساس: نمايشنامه هاي "نقل زنان سنگي" و "شعبده و طلسم" نوشته چيستا يثربي، "قصه ماه پنهان" بهرام بيضايي، "جي جي وي جي" نسرين اسدي، "واقعه در مجلس سودابه خواني" حسين كياني،"ورثه آميز جعفر" شه ناز روستايي و "خواستگاري آبجي خانم"فهيمه ميرزاحسيني به صورت قطعي و متون نمايشي "نه سهراب رستم كه تهمينه مرد" نوشته علي فرهادپور، "مهماني" مهسا دهقاني پور، "نيله سوار" احمد مرداني بروجني و اميد مرداني بروجني، "افسانه باران" هومن روح تافي، "سياووش" مرضيه ناصري كريموند، "اپرت خانمانه" مريم كاظمي، "شبيه خواني راهبه مسيحي" زهره غلامي و "اسفندگان" جواد انصافي به صورت مشروط در بخش صحنه اي و همچنين نقل هاي چهار نقالي، "امير ارسلان نامدار" سارا عباسپور، "رخسار شيرين" معصومه عموري، "نبرد گردآفريد" شيرين امامي و "نقل بيژن و منيژه" ساقي عقيلي به صورت قطعي و نقل هاي "رستم و تهمينه"، "سهراب و گردآفريد"نبرد سياووشان" و "گرديه" ساقي عقيلي، "زال و رودابه" فاطمه حيدري فر، "مده آ" مونا گلپايگاني و "گردآفريد" مرجان صادقي ناييني به صورت مشروط در بخش ميداني به مرحله ارزيابي معرفي شدند.
گروه هايي كه آثار نمايشي آنها در مرحله بازخواني پذيرفته شده است از روز شنبه 24 مردادماه مي توانند براي دريافت سالن تمرين به دبيرخانه جشنواره مراجعه نمايند.
هشتمین جشنواره سراسری تئاتر بانوان به همت مدیریت هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) 28 آبان ماه در فرهنگسراها، بوستان ها و سالن های نمایشی شهر تهران برگزار خواهد شد.

منبع: ایلنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 1:14  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

زير نظر آيدا شاملو، «آثارشناسي توصيفي احمد شاملو» انتشار يافت

«آثارشناسي توصيفي احمد شاملو» زير نظر آيدا شاملو منتشر شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين اثر فهرست تمام آثار نوشتاري و صوتي شاملو و همچنين فهرست هر چه را كه ديگران درباره‌ي اين شاعر نوشته‌اند، در برمي‌گيرد؛ چه آن‌هايي كه به صورت كتاب منتشر شده و چه آن‌هايي كه در نشريه‌ها چاپ شده است.

مطالب كتاب يادشده تا سال 82 را در برمي‌گيرد كه آيدا شاملو - همسر اين شاعر - در طول 40 سال آن‌ها را گردآوري كرده است و ماني پارسا، بهرام معصومي و ليلا سلگي زير نظر او اين مطالب را تدوين كرده‌اند.

اين اثر در 660 صفحه به تازگي از سوي نشر چشمه منتشر شده است.

از سوي ديگر؛ رمان «خزه» نوشته‌ي هربر لوپوريه - نويسنده‌ي فرانسوي - با ترجمه‌ي احمد شاملو توسط انتشارات نگاه تجديدچاپ شده است.

اين کتاب اولين‌بار قبل از انقلاب با عنوان «زنگار» به بازار آمد؛ ولي در چاپ بعدي با نام «خزه» منتشر شد و هشت سال پيش، آخرين چاپ اين اثر از سوي نشر يادشده انتشار يافت.

رمان «خزه» بازتابي از وقايع جنگ جهاني دوم در فرانسه است که روحيه و زندگي مردم شهري و روستايي را در روزگار جنگ به نمايش مي‌گذارد.

جلد نخست «كتاب كوچه»ي احمد شاملو نيز كه فرهنگ جامع لغات، اصطلاحات، تعبيرات و ضرب‌المثل‌هاي فارسي است، اخيرا از سوي انتشارات مازيار به چاپ پنجم رسيده است.

احمد شاملو متولد 21 آذر سال 1304 در تهران بود كه دوم مردادماه سال 1379 در فرديس كرج از دنيا رفت.

او كه در شعر، ابتدا «الف. صبح» و سپس «الف. بامداد» تخلص مي‌كرد، مجموعه‌هاي شعري را همچون «هواي تازه»، «آيدا در آينه»، «باغ آينه»، «لحظه‌ها و هميشه»، «ابراهيم در آتش»، « شكفتن در مه»، «ققنوس در باران»، «دشنه در ديس»، «حديث بي‌قراري ماهان» و «مدايح بي‌صله» از خود به‌جا گذاشته است.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:52  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

به كوشش ليلا سبحاني، رمان برگزيده‌ي كتاب‌فروشي‌هاي فرانسه ترجمه شد

ليلا سبحاني از ترجمه‌ي كتاب‌هايي از زبان فرانسه خبر داد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سبحاني كتاب «تحليل نمايش‌نامه» نوشته‌ي ميشل پرونه را با همكاري غلامحسين دولت‌آبادي در ترجمه از سوي نشر افراز در حال انتشار دارد.

او كتاب «دختر كانال»، رماني از تي‌يري لونن، را هم توسط نشر ثالث زير چاپ دارد.

به گفته‌ي سبحاني، كتاب يادشده برگزيده‌ي جايزه‌ي هيأت جوانان و كتاب‌فروشي‌ها در فرانسه بوده است.

اين مترجم رماني را هم با موضوع روان‌شناختي - اجتماعي در دست ترجمه دارد.

ليلا سبحاني متولد سال ‌١٣٥٧ و كارشناس مترجمي زبان فرانسه است. «صدايم كن پريسا» رمان تأليفي نشر علم / سال ‌٨٦ و «چشم‌هاي زنده‌ي عروسك» رمان نوجوان نوشته‌ي دوگل / نشر آفرينگان / سال ‌٨٤ از جمله آثار او هستند.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:50  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

نادر رجب‌پور «زال و رودابه» را اواخر مرداد اجرا مي‌كند

نادر رجب‌پور نمايش «زال و رودابه» را از اواخر مرداد ماه در تماشاخانه «ايرانشهر» به صحنه مي‌برد.

اين كارگردان تئاتر كه پيش از اين همين نمايش را در بخش چشم‌انداز بيست‌وهفتمين جشنواره‌ي بين‌المللي تئاتر فجر اجرا كرده بود، به خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: در حال حاضر سرگرم تمرينات اين نمايش هستيم و قرار است بعد از اجراي نمايش «عدالتخانه»، نمايش «زال و رودابه» را به صحنه بياوريم.

در اين نمايش بازيگراني همچون عزت‌الله مهرآوران، نسيم ادبي، سعيد داخ، محسن گودرزي، علي براتي، امير محمودي، علي‌اكبر مسافر، بهادر فاضل و ... به ايفاي نقش مي‌پردازند.

رجب‌پور درباره‌ي تغييرات احتمالي اجراي اين نمايش در مقايسه با جشنواره فجر، توضيح داد: تغييراتي جزيي خواهيم داشت، چرا كه تماشاخانه‌ي ايرانشهر در قياس با تالار وحدت، قدري كوچك‌تر است و به همين دليل تغييراتي جزيي در طراحي‌هايمان داريم.

نمايش «زال و رودابه» نگاه خاصي به داستان زال و رودابه دارد كه اين نگاه از پيدايش سيمرغ آغاز شده است. پرندگان با هم يكي مي‌شوند تا سيمرغ به وجود بيايد و اين سيمرغ به زال و رودابه كمك مي‌كند تا به هم برسند و ....

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:49  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

با ترجمه‌ي بابك محقق، «نقد جامعه‌شناختي، زيباشناختي» منتشر مي‌شود

كتاب «نقد جامعه‌شناختي، زيباشناختي» نوشته‌ي جانت وولف با ترجمه‌ي بابك محقق منتشر مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفته‌ي محقق، نويسنده در كتاب «نقد جامعه‌شناختي، زيبا‌شناختي» به رويكردهاي نقد جامعه‌شناسانه و زيباشناسانه مي‌پردازد و همچنين با تبيين نسبت بين اين دو نوع نقد سعي دارد وجوه اشتراك و افتراق آن‌ها را براي مخاطب روشن كند.

او افزود: از سويي، نويسنده‌ي كتاب سعي دارد به دامنه‌ي تأثير و نفوذ جامعه‌شناسي و زيبا‌يي‌شناسي بر هم در حوزه‌ي نقد بپردازد تا از رهگذر آن به كاركردهاي هر كدام از اين دو رويكرد نقد اشاره كند.

كتاب «نقد جامعه‌شناختي، زيبا‌شناختي» از سوي فرهنگستان هنر منتشر خواهد شد.

به قلم محقق همچنين كتاب‌هاي «ساختارگرايي و پساساختارگرايي» نوشته‌ي استوارت سيم و «هنر ژاپن؛ درنگ‌هايي به جزييات» توسط نشر يادشده در نوبت دريافت مجوزند، كه به گفته‌ي او، انتظار مي‌رود تا پايان تابستان منتشر شوند.

«ساختارگرايي و پساساختارگرايي» نوشته‌ي استوارت سيم بخشي از يك كتاب است، كه در رويكردي انتقادي و از منظر فلسفه‌ي تحليلي، به بررسي و بازخواني جريان‌هاي مهم و اتفاقات پراهميت ساختارگرايي و پساساختارگرايي مي‌پردازد. اين اثر به بررسي آراي سوسور، لويي اشتراوس، دريدا و فيلسوفان پست‌مدرن نظر دارد.

همچنين ترجمه‌ي اين مترجم از كتاب «منظره‌نگاري در هنر غرب» اثر مالكوم اندروز اخيرا توسط نشر يادشده منتشر شده است. اين كتاب به بررسي تاريخ منظره‌نگاري مي‌پردازد و تحولاتي را كه در عرصه‌ي منظره‌نگاري رخ داده است، بازخواني مي‌كند. ارتباط بين منظره‌نگاري و عكاسي، از سرفصل‌هاي مهم اين كتاب 300صفحه‌يي است.

«فرهنگ عاميانه‌ي انگليسي»، كار مشترك بابك محقق و مسعود قاسميان، نيز در حال ويراستاري است، كه توسط نشر پيام امروز منتشر خواهد شد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:47  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

«كليد ورود به طب قديم» رونمايي مي‌شود

كتاب «كليد ورود به طب قديم» نوشته جمشيد خدادادي به همت فرهنگسراي خانواده و مؤسسه نشر شهر رونمايي مي‌شود.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين کتاب با مقدمه‌اي از محمدهادي موذن جامي آغاز شده و مراسم رونمايي آن با حضور سرپرست سازمان و جمشيد خدادادي - مؤلف كتاب - برگزار مي‌شود.

اين مراسم روز چهارشنبه (21 مردادماه) از ساعت 16 تا 18 در محل فرهنگسراي خانواده واقع در ميدان هلال احمر، خيابان گلستان با حضور تعدادي از مسؤولان و استادان برجسته طب سنتي كشور برگزار خواهد شد.

برپايي نمايشگاه كتاب نيز از برنامه‌هاي جانبي اين مراسم خواهد بود.

همچنين چندي پيش، کتاب «ارتباطات در جهان معاصر» اثر كاظم معتمدنژاد از سوي مؤسسه نشر شهر منتشر شد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:42  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

حميده‌ بانو عنقا: اميدواريم «بنياد اكبر رادي» تا دو ماه آينده به ثبت برسد

همسر زنده‌ياد اكبر رادي اظهار اميدواري كرد: بنياد اين نمايشنامه‌نويس تا دو ماه آينده به ثبت برسد.

حميده بانو عنقا به خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: در حال حاضر سرگرم جمع‌آوري مدارك لازم هستيم و اميدوارم بعد از گذراندن مراحل قانوني لازم اين بنياد به ثبت برسد.

رييس هيات موسس بنياد رادي، تشكيل اين بنياد را تنها آرزوي خود پس از درگذشت اين نمايشنامه‌نويس دانست و افزود: اگر اين بنياد راه‌اندازي شود، شايد براي اولين‌بار احقاق حقي از اكبر رادي شده باشد.

حميده بانو عنقا با تقدير از تلاش‌هاي برخي از هنرمندان تئاتر و دوستان اكبر رادي در جهت راه‌اندازي اين بنياد خاطرنشان كرد: بعد از رسميت پيدا‌كردن اين بنياد، هيات امنايي در نظر داريم كه بعدا معرفي مي‌شوند. خوشبختانه همه كارهاي ثبت انجام و مجوزها صادر‌شده است، اما تشكيل بنياد نيازمند مراحل قانوني است و برخود لازم مي‌دانم در مقابل همه دوستان كه در جهت راه‌اندازي اين بنياد تلاش كرده‌اند، سرتعظيم فرود آورم.

همسر اكبر رادي هم‌چنين اظهار اميدواري كرد: به‌زودي آخرين مصاحبه رادي كه توسط مهدي مظفري انجام شده، منتشر شود.

او ادامه داد: اين كتاب نيازمند بازنگري‌هايي بود كه انجام شده و اميدواريم به‌زودي منتشر شود. از سوي ديگر برخي از آثار رادي به صورت تك جلدي منتشر شده است، اما يكي دو نمايشنامه‌اش هنوز منتظر مجوز ارشاد است. اين كارها اصلاحيه خورده بود و بنده نامه‌اي نوشتم و توضيح دادم كه خود و هيچ‌كس ديگري را مجاز نمي‌دانم كه واژگان رادي را تغيير بدهند.

حميده بانو عنقا در عين حال گفت: همزمان با تذكر ارشاد مبني‌بر اصلاحيه نمايشنامه «آهسته با گل سرخ» همين نمايشنامه به صورت تله تئاتر از تلويزيون پخش مي‌شد. اگر قانون فرهنگي ما يكسان است، چگونه است در مورد تلويزيون و كتاب با سياستگذاري‌هاي متفاوتي روبه‌رو مي‌شويم، به‌ويژه اين‌كه تعداد تماشاگران تلويزيون بسيار بيشتر از خوانندگان كتاب است.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:40  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

محمدرضا رحماني: طرح يك پرسش نو، دغدغه‌ام در فيلم «دلخون» بود

محمدرضا رحماني گفت: طرح يك پرسش نو، دغدغه اصلي من براي ساخت فيلم «دلخون» بود.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نقد و بررسي فيلم «دلخون» شامگاه يكشنبه 18 مرداد در باشگاه فيلم تهران وابسته به فرهنگسراي ارسباران، با حضور محمدرضا رحماني (كارگردان فيلم) ، مسعود اطيابي (تهيه‌كننده)، عليرضا محمودي ايران‌مهر (فيلمنامه‌نويس) و با اجراي «رضا درستكار» منتقد برگزار شد.

محمدرضا رحماني در ابتداي سخنانش درباره‌ي فيلم «دلخون» گفت: اين طرح از 3_4 سال پيش در ذهن من جرقه زد و طرحي يك صفحه‌اي آماده كردم، با ورودم به حوزه هنري، طرح تكميل شده و شكل گرفت.

مضمون «دلخون» با توجه به رخداد‌هاي اجتماعي حرف جديدي براي گفتن دارد و مثل آثار كوتاهم لايه‌هاي مختلف اجتماعي را در بر مي‌گيرد و در لايه‌هاي ديگرش به معضلات اجتماعي و آسيب‌هايي كه جامعه را تهديد مي‌كنند، توجه دارد.

عليرضا محمودي ايران‌مهر نيز در ابتداي سخنانش درباره‌ي شكل‌گيري «دلخون» تصريح كرد: يكسال قبل از ساخت فيلم با كارگردان فيلم و تحقيقات مفصلشان آشنا شدم و كار را شروع كرديم. نوشتن كار كمي ترسناك به نظرمي‌رسيد، چون ممكن بود كار جذاب نشود.

وي بابيان اينكه قصد نداشته داستان شكل كلاسيك و سه بخشي داشته باشد، تصريح كرد: سعي كردم داستان درفضاي موقعيت پيش برود به جاي گره‌افكني و گره‌گشايي با حوادث كوچك و جابه‌جايي‌هاي موقعيت، ريتم فيلم حفظ شود.

مسعود اطيابي نيز در ابتداي سخنانش درباره‌ي فيلم «دلخون» گفت: آنچه كه در «دلخون» براي من جذاب بود، اين است كه اين فيلم كمك مي‌كند، طرح پرسش به موقعي انجام شود.

وي افزود: زندگي ما به سمت مدرنيسم است و در اين عصر بايد كساني دنبال پاسخ‌هايي باشند و ما نمي‌توانيم برخي پاسخ‌ها را به شكل دوران قبل بگيريم، اهداي عضو به دوران زندگي مدرن مربوط مي‌شود و دراين دوره امكان دارد، سوال‌هايي رخ بدهد كه دنبال پاسخ‌هاي خاص باشد، مثلا سئوالاتي كه گاه به نظر كميك مي‌آيند، از جمله اينكه اگر برويم مريخ چگونه بايد نماز بخوانيم، جذابيت «دلخون» طرح پرسشي است كه دنبال يافتن پاسخ است.

رحماني در خصوص درونمايه و رويكرد فيلم «دلخون» گفت: آنچه كه برايم اهميت داشت، طرح سوال بود، در جاهاي مختلف مي‌گشتم كه ببينيم چنين سوالي مطرح شده است يا نه كه پاسخ منفي بود و اين سوال بزرگ را در كنار داستانك‌هايي طرح كرديم كه هركدام از آنها نيز به مسائل اجتماعي از قبيل شك و ترديد كه در جامعه جوان ما احتمال شكل‌گيري دارند، مي‌پردازد.

كارگردان «دلخون» گفت: همواره تاكيد داشتم دنبال راهكار و جواب نباشم، بلكه طوري باشم كه وقتي فيلم تمام مي‌شود جرياني درذهن بيننده آغاز شود و او را درگير كند.

ايران‌مهر نيز در ادامه جلسه گفت: شخصيت‌ها در يك موقعيت تراژيك قرار گرفته‌اند و يكسويه نمي‌توان درباره آنها قضاوت كرد.

اطيابي در خصوص نوع روايت فيلم و تناسب آن با سوال نو و مدرن آن گفت: حاصل كار مناسب است و خودم مي‌پسندم، عنصر جذابيت در فيلم هست و تماشاگر قصه را پيگيري مي‌كند و آن‌ را داراي ساختاري درست مي‌دانم.

اطيابي كه هم‌اكنون فيلم كمدي «خروس جنگي» را در اكران دارد درباره‌ي تلخ بودن پايان ‌بندي فيلم «دلخون» و شاد بودن فيلم «خروس جنگي» گفت: آثار من در حوزه‌ي كارگرداني بسيار متفاوت هستند و در واقع اين مساله مشكلي به‌وجود نمي‌آورد.

رحماني در خصوص انتخاب حامد بهداد براي حضور در فيلم «دلخون» گفت: تهيه‌كننده، دستيار اول و عوامل فيلم در انتخاب بازيگران موثرند و نگراني من اين بود كه آيا چنين انتخاب‌هايي امكان حضور در فيلم «دلخون» را خواهند داشت يا نه.

ايران‌مهر در ادامه گفت: داستان‌هاي فرعي در ذهن من جنبه نشانه داشتند كه به محورهاي اصلي توجه مي‌كنند و نشانه‌هاي ريزي وجود دارد كه به موقعيت‌هايي كه در زيرلايه داستان حضور دارند، اشاره دارند و معنا به شكل نسبيت‌هايي ارائه مي‌شوند تا كاركرد موقعيت شناسي خود را داشته باشند.

اطيابي نيز در خصوص مشكلات فيلم‌سازي در لوكيشن زندان گفت: فيلمسازي در ايران در خصوص پيدا‌كردن لوكيشن بسيار سخت است و مكان‌هاي مورد نياز براي پيدا‌كردن محل مورد نياز براي فيلمبرداري گاه مشكل آفرين مي‌شوند، ما براي كار كردن در زندان فقط 8 روز وقت داشتيم و اين مساله كار را دچار شتاب در ساخت مي‌كرد.

در پايان جلسه نقد و بررسي فيلم دلخون به شكل پرسش و پاسخ بين عوامل فيلم و حاضران ادامه يافت.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:36  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

«خيزش كبرا» پرفروش‌ترين فيلم سينماي جهان شد

عنوان پرفروش‌ترين فيلم سينماي جهان در هفته گذشته به «خيزش كبرا» تعلق گرفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم «خيزش كبرا» در تعطيلات آخر هفته فروش ‌٤٤ ميليون دلار را از ‌٣٥ كشور جهان به‌دست آورد تا در رتبه اول فهرست پرفروش‌ترين‌هاي سينما جهان بايستد.

اين فيلم اكشن با نقش‌آفريني «سيه‌نا ميلر» بيشترين ميزان فروش را در كره‌جنوبي (‌٦/٥ ميليون دلار) به‌دست آورد و چين، روسيه، انگليس و اسپانيا به ترتيب بيشترين استقبال را از آن داشته‌اند.

«هري‌پاتر و شاهزاده نيمه‌اصيل» محصول كمپاني «برادران وارنر» با فروش ‌٢٢ ميليون دلار از ‌٦٤ كشور مجموع فروش جهاني و آمريكاي شمالي خود را به ‌٨١٥ ميليون دلار رساند. انگلستان با ‌٧٢ ميليون دلار همچنان بيشترين نقش را در فروش چشم‌گير آن داشته است.

به گزارش اسكرين‌ديلي، انيميشن «عصر يخي ‌٣» با فروش ‌١٤ ميليون دلار از ‌٦٦ كشور در رتبه سوم اين جدول قرار گرفت و مجموع فروش خود را به ‌٥٧٨ ميليون دلار رساند.

با آغاز اكران اين فيلم در كره‌جنوبي در ماه آينده انتظار مي‌رود، فروش «عصر يخي ‌٣» از ‌٦٠٠ ميليون دلار بگذرد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:34  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

براي 128 سالگي «سسيل دميل» بنيانگذار هاليوود

«سسيل بلونت دميل»، كارگردان سرشناس آمريكايي و سازنده اولين فيلم تاريخ هاليوود، فردا 128 ساله خواهد شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «سسيل دميل» متولد دوازدهم اوت 1881، از بزرگ‌ترين كارگردانان تاريخ سينماي آمريكا است كه بنيانگذار هاليوود محسوب مي‌شود كه اولين فيلم بلند تاريخ هاليوود را در سال 1914 با نام «مرد زن‌نما» ساخت.

وي در سال 1913 در سن 32 سالگي رسما وارد دنياي سينما شد و ده‌ها فيلم صامت ساخت كه برخي از آنها جزء اولين توليدات كمپاني «پارامونت» محسوب مي‌شوند.

پس از فيلم «مرد زن‌نما» كه در سال 1914 بنيانگذار هاليوود شد، «دميل» در سال 1919 با فيلم «همسرت را عوض نكن» نامي براي خود دست‌وپا كرد و با فيلم «10 فرمان» (1923) و «شاه شاهان» (1917) به اوج شهرت در سينما رسيد.

وي توانايي خارق‌العاده‌اي در كشف استعدادهاي بازيگران جوان داشت و بسياري از بازيگران مطرح آن دوران هاليوود و فيلم‌هاي گنگستري ازجمله «ريچارد ريكس» و «ريچارد كروم‌ول» شهرت خود را مديون وي هستند.

«دميل» از بازيگران بزرگي چون «چارلتون هستون»، «گري كوپر» و «روبرت پرستون» در فيلم‌هايش بسيار بازي گرفت.

وي علاقه فراواني به بازيگراني داشت كه براي اجراي سكانس‌هاي سخت و دلهره‌آور، شجاعت نشان مي‌دادند و ترجيح مي‌داد از آنها در فيلم‌هاي بعدي‌اش نيز استفاده كند.

«دميل» در سال 1952 فيلم «بزرگترين نمايش زمين» را ساخت كه با آن موفق به كسب اسكار بهترين فيلم و نامزدي بهترين كارگرداني شد.

چهار سال بعد، «شاهكارش» يعني فيلم «10 فرمان» را ساخت و به موفقيت‌هاي سينمايي‌اش تداوم بخشيد.

«دميل» در اواخر عمر قصد ساخت نسخه بازسازي‌شده فيم «دزد دريايي» (1938) را داشت، اما به‌علت بيماري، پروژه را به دامادش «آنتوني كوئين» سپرد و خودش مديريت آن را به‌عهده گرفت.

اين فيلم با وجود بهره‌بردن از بازيگران بزرگي چون «چارلتون هستون» و «يول برينر» موفقيتي كسب نكرد.

«سيسل دميل» روز 21 ژانويه 1959 در سن 78 سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت.

وي در سال 1950 جايزه اسكار افتخاري را براي يك عمر دستاورد سينمايي كسب كرد و اكنون نام اين كارگردان بزرگ بر يكي از تنديس‌هاي اسكار افتخاري كه هرساله به چهره‌هاي برتر سينما اعطا مي‌شود، نقش بسته است.

«دميل» در سال 1939 با فيلم «اتحاديه اقيانوس آرام» موفق به كسب نخل طلاي كن شد و در سال 1953 با فيلم «بزرگترين نمايش روي زمين» جايزه بهترين كارگرداني گلدن گلوب را گرفت.

وي در طول چهار دهه كارگرداني، 80 فيلم بلند ساخت كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان به «تنها پسر»، «آواي شمال»، «دختري از غرب طلايي»، ‌«شكار مرغابي وحشي»، «آمريكايي كوچك»، «تقلب»، «مردان و زنان» و «كلوئه‌پاترا» اشاره كرد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:32  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

«فرانك لانگلا» به فيلم جديد «اليوراستون» پيوست

«فرانك لانگلا»، بازيگر سرشناس آمريكايي به جديدترين فيلم «اليور استون» پيوست.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «فرانك لانگلا» براي حضور در فيلم «وال استريت ‌٢؛ پول هرگز نمي‌خوابد» به كارگرداني «اوليور استون» با مسوولان كمپاني «روباه قرن بيستم» به توافق رسيده است.

وي در اين فيلم هم‌بازي «شيا لبوف»، «جاش برولين» و مايكل داگلاس» خواهد بود.

به گزارش ورايتي، اين اولين نقش‌آفريني «لانگلا» پس از نامزدي اسكار ‌٢٠٠٨ با فيلم «فراست/نيكسون» است كه ‌٢٣ آوريل ‌٢٠١٠ اكران خواهد شد.

وي در پروژه بعدي خود در فيلم «جعبه» به كارگرداني «ريچارد كلي»، نقش مقابل «كامرون دياز» را بازي خواهد كرد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:31  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

پسر«تام كروز» هم به جمع بازيگران «سپيده سرخ» پيوست

با پيوستن «جاش هوچرسون» ، «كوناركروز» ، «ايزابل لوكاس» و «ادوين هوگ» به فهرست بازيگران پروژه سينمايي «سپيده سرخ»، اين درام به زودي مقابل دوربين مي رود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين پروژه اكشن كه يك اثر بازسازي شده خواهد بود، توسط كمپاني‌هاي«مترو گلدوين ماير» و «يونايتد آرتيست» به توليد مي‌رسد.

بنابراعلام هاليوود ريپورتر، نسخه اصلي فيلم «سپيده سرخ» در سال 1984 ميلادي آماده نمايش شد و مورد استقبال سينما دوستان قرار گرفت.

بنابراين گزارش، داستان فيلم به مبارزه گروهي از جوانان كم سن وسال از شهرشان مي‌پردازد كه توسط سربازان چيني و روسي مورد تعرض قرار گرفته است.

«سپيده سرخ» توسط «دان برادلي» و براساس فيلمنامه‌اي از «جرمي پاسمور» و «كارل السورث» كارگرداني خواهدشد.

فيلمبرداري اين پروژه طبق برنامه‌ريزي‌ها از ماه آينده در «ديترويت» آغاز مي‌شود و براي اكران در پاييز سال 2010 ميلادي آماده خواهد شد.

«لوكاس» اخيرا بازي در فيلم «ترانسفرمرها:انتقام شكست خورده‌ها» را به پايان رسانده است.

كونار كروز كه پسرخوانده تام كروز و همسر سابقش «نيكول كيدمن» است، چندي پيش در فيلمي تحت‌عنوان «هفت پوند» با « ويل اسميت» همبازي بود.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:29  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

«بي‌پولي»، «دوخواهر»، «ترديد» و «كتاب قانون» عيد فطر اكران مي‌شوند

طبق آخرين جلسه شوراي صنفي نمايش، «بي‌پولي»، «دوخواهر»، «ترديد» و «كتاب قانون» عيد فطر اكران مي‌شوند

برنامه اكران عيد سعيد فطر سينماها (29 شهريور ماه ) مشخص شد.

مهدي كرم‌پور رييس شوراي صنفي نمايش بعد از جلسه امروز شورا در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام اين مطلب گفت: همزمان با عيدفطر اكران فيلم‌هاي «زندگي شيرين» به كارگرداني قدرت‌الله صلح ميرزايي در گروه آفريقا، «بي پولي» ساخته حميد نعمت‌الله در گروه استقلال ، «دوخواهر» به كارگرداني محمد بانكي در گروه قدس ، «كتاب قانون» ساخته مازيار ميري در گروه آزادي و «ترديد» به كارگرداني واروژ كريم مسيحي در گروه عصر جديد آغاز خواهد شد.

وي افزود: همچنين از چهارشنبه هفته جاري فيلم «چشمك» به كارگرداني جهانگير جهانگيري جايگزين فيلم «پسرتهروني» در گروه عصر جديد مي‌شود.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:26  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

نشان هنر و ادبيات فرانسه به «فردريك ماير» اهدا شد

در ايام برپايي جشنواره فيلم «لوكارنو»، نشان هنر و ادبيات فرانسه به «فردريك ماير» اهدا شد

نشان هنر و ادبيات كشور فرانسه در ايام برپايي جشنواره فيلم لوكارنو به «فردريك ماير» مدير هنري جشنواره فيلم لوكارنو اهدا شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين مراسم 7 آگوست (جمعه گذشته) با حضورجمعي از مسوولين سفارت فرانسه در سوئيس در ضيافت شامي كه به اين مناسبت در لوكارنو برپا بود، برگزار شد.

به گزارش اسكرين ديلي، جايزه هنر و ادبيات فرانسه كه توسط وزير فرهنگ فرانسه اهدا مي شود، پس از نشان «لوژيون دونور» با اهميت ترين نشان رسمي كشور فرانسه به شمار مي‌رود.

فردريک ماير كه در سه سال اخير مديريت هنري جشنواره معتبر لوکارنو را عهده دار بود اخيرا در مصاحبه‌اي با سايت لوكارنو گفته بود: ما تلاش کرده‌ايم بي‌حاشيه‌ترين جشنواره سينمايي جهان باشيم و معتقدم لوکارنو به اين خواسته رسيده و حالا در تمام دنيا با اين صفت براي سينمادوستان شناخته مي‌شود.

در اين مراسم جمعي از مطرح‌ترين چهره هاي سينمايي جهان و فرانسه از جمله «مريل پرير» ، «مايكل پيكولي»، «پاسكال بونيتزر» و «آموس گتياي» حضور داشته‌اند.

نشان هنر و ادبيات فرانسه كه از سال 1957 ميلادي راه‌اندازي شده است به هنرمندان و نويسندگان مطرح كشورهاي خارجي و فرانسوي اهدا مي شود و اين نشان در مرتبه عالي شامل نشان شواليه است.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:22  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

آخرين فيلم ناتمام «استنلي كوبريك» به سينما مي‌رود

به كارگرداني «آنگ لي»، آخرين فيلم ناتمام «استنلي كوبريك» به سينما مي‌رود

خانواده «استنلي كوبريك» از استوديوهاي بزرگ هاليوود درخواست كرده‌اند تا آخرين يادگار اين فيلم‌ساز نابغه جهان را به‌روي پرده سينما بياورند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ «كاغذهاي آريان» نام آخرين پروژه فيلم «استنلي كوبريك» است كه بنا به دلايلي مجبور شد، ساخت آن را به تاخير بياندازد، اما هرگز نتوانست اين فيلم را به پايان برساند.

اما اخيرا خانواده اين كارگردان بلندآوازه سينماي جهان از استوديوهاي هاليوود خواسته‌اند تا ساخت اين فيلم را به‌عهده بگيرند و آن را به سينما بياورند.

«جان هارلان»، برادر نانتي «كوبريك» كه تهيه‌كننده برخي از بزرگ‌ترين ساخته‌هاي او بوده است، در اين‌باره اعلام كرد، اكنون وقت آن رسيده است كه «كاغذهاي آريان» سرانجام به سينما بيايد.

«كوبريك» كه آثار فاخري چون «درخشش»، «اسپارتاكوس» و «جليقه تمام فلزي» را ساخته است، قصد داشت فيلم‌برداري اين پروژه را اوايل دهه 90 در جمهوري‌چك آغاز كند، اما به علت اكران فيلم «فهرست شيندلر» استيون اسپيلبرگ كه موضوع آن دقيقا شبيه به اين فيلم است،‌ آن را به تاخير انداخت؛ اماهرگز موفق به تكميل آن نشد.

به گزارش روزنامه تايمز، اين فيلم كه حق ساخت آن هنوز در اختيار كمپاني «برادران وارنر» است، اقتباسي از رمان «دروغ‌هاي دوران جنگ» نوشته‌ي «گوئيس بگلي» است.

تهيه‌كننده فيلم‌هاي «كوبريك» ابرازعلاقه كرده است كه يك كارگردان بزرگ مانند «آنگ لي»، برنده جايزه‌ي اسكار و نخل طلاي كن ساخت اين فيلم را به‌عهده بگيرد.

«كوبريك» كه خودش فيلم‌نامه «كاغذهاي آريان» را نوشته است، تنها چند روز پس از پايان ساخت آخرين فيلم‌اش «چشمان كاملا بسته» در سال 1991 درگذشت.

« كوبريك» متولد 26 جولاي 1928 در منهتن آمريكا ، از معدود فيلم‌سازان كمال‌گرا در تاريخ سينما است كه برخي منتقدين وي را در كنار «اورسن ولز»، از نوابغ دنياي سينما مي‌دانند.

وي اولين فيلم بلند داستاني‌اش را در سال 1953 بانام «ترس و علاقه» ساخت و دو سال با فيلم «بوسه قاتل» جايزه بهترين كارگردان سال را از جشنواره لوكارنو گرفت.

از مهم‌ترين فيلم‌هاي اين كارگردان بزرگ مي‌توان به «راه‌هاي افتخار»، «دكتر استرنج لاو»، «يك اديسه فضايي؛2001»، «پرتقال كوكي»، «درخشش» و «غلاف تمام فلزي» اشاره كرد.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:16  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

گفت و گو با حمید پناهی استاد آواز پاپ

گفت و گویی که در ادامه می‌آید از شمارۀ 350 هفته‌نامۀ چلچراغ منتشر شده در مورخ شنبه 10 مرداد 1388 صفحۀ 23 است. برای مطالعۀ گفت‌وگو از پیوندهای روزانه به پیوند موسیقی کلاسیک و عامه‌پسند مراجعه فرمایید.

مسافر سفر تتری

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:58  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

بخشی از غزل شفیعی کدکنی

گفتی به روزگاران مهری نشسته گفتم  /  بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند  /  دیوار زندگی را زینگونه یادگاران

این نغمۀ محبت بعد از من و تو ماند  /  تا در زمانه باقیست آواز باد و باران

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل  /  بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:45  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

ربنا افرغ علینا صبرا

من هرچی فکر میکنم می‌بینم که بعد از انقلاب دودعود، دیلمان، رباعیات خیام، گلبانگ 1و2، درخیال، جام تهی، سپیده، بیادعارف و جان جان منتشر شده که صاحب هیچکدوم صدا و سیما نیست. درخیال از شرکتی منتشر شده که وابسته به صداوسیماست. اجراهای رادیویی قبل از انقلاب اگرچه در آرشیو صدا و سیماست اما برای پخشش طبق قانون باید از اجرا کنندگان اثر اجازه گرفته بشه. غیر از حقوق قانونی حقوق معنوی هم باید مورد توجه قرار بگیره. بگذریم. محمدحسین صوفی معاون رادیویی صدا و سیماست. از شواهد و قراین پیداست که نفوذش بیشتر از مسئولیتشه. ما که حسود نیستیم. میز ایشون مبارکشون. برای من هم تعجب برانگیز بود که این ادعا که برخی از آثار استاد شجریان در انحصار صدا و سیماست درسته یا نه که یکی از بستگان که اتفاقاً علاقه‌ای به موسیقی اصیل ایرانی هم نداره اما خبر داره از موضوع، مجلۀ چلچراغ رو برام آورد که از قول وکیل استاد شجریان نوشته که «اگر برای این ادعا دلیلی وجود دارد، ارائه کنند. من به صراحت اعلام می‌کنم که استاد حتی یک اثر خود را به صدا و سیما نفروخته و فقط به دلیل جنبه‌های مذهبی و حالت عرفانی زمان افطار "ربنا" را وقف کرده است». جواب سؤالم رو گرفتم و حدسم درست بود. البته همین قوم و خویش عزیز به من گفت که اخیراً صدا و سیما به همایون شجریان خیلی علاقه پیدا کرده و حتی در طول یک روز سه‌بار، سه تصنیف از همایون شجریان رو پخش میکنه!!!!!. بیشتر فکر میکنم تهیه کنندگان صدا و سیما به قصد اذیت و برانگیختن عکس‌العمل این کار رو انجام میدن. در مجلۀ چلچراغ اومده که خانم پوران گلفام همسر مرحوم فرهاد هم به صدا و سیما در پی پخش صدای فرهاد از صدا و سیما  اعتراض کرده و همین آقای محمدحسین صوفی که در آن‌زمان رییس مرکز موسیقی صدا و سیما بوده در روزنامۀ همشهری جوابیه‌ای برای این خانم منتشر کرده که خانم گلفام از نظر معنوی حق اعتراض به پخش آهنگهای فرهاد را ندارد [یک سؤال که برایم پیش می‌آید اینه که اگر همسر فرهاد از نظر معنوی حق اعتراض به پخش آهنگهای فرهاد را ندارد پس چه کسی از نظر معنوی حق اعتراض دارد؟] و دلیل آقای صوفی این بوده که فرهاد یک گنجینۀ ملی است [سؤال دیگر من اینه که مرحوم فرهاد قبل از فوتش چرا گنجینۀ ملی نبوده؟]. به‌هرحال حالا استاد شجریان خدا رو هزار مرتبه شکر که خودشان سالم و سرحال هستند و خداوند عمر با عزت و طولانی قرین با سلامتی به ایشان عطا فرماید. و از این نظر می‌توانند از نظر معنوی اعتراض کنند.

اول اینکه استاد شجریان (با همۀ احترامی که برای مرحوم فرهاد قائلم) فرهاد نیست، بلکه استاد شجریان است با هواداران فراوان و جایگاهی جهانی. دوم اینکه همانطور که گفتم صدا و سیما هر طریقی که در پیش بگیره بازندۀ این ماجراست پس بهتره که راهی رو درپیش بگیرند که ضررش برای صدا و سیما کمتره. اما سوم پیام و پاسخ کوتاه استاد شجریان به جوانان چلچراغی عزیز:

«این شکایت حتماً به نتیجه خواهد رسید، ما تمام تلاشمان را برای رسیدن به نتیجه خواهیم کرد و مطمئنیم چون چیز زیادی جز حق خودمان نخواسته‌ایم، به نتیجه می‌رسیم. همچنان در برابر حوادث و کوران توهین‌ها ایستاده‌ام تا بتوانم حق طبیعی خود را بازستانم و خودم را به خودم ثابت کنم. در هرصورت برای آن که بتوانم از پخش آثارم به‌صورت هدفدار جلوگیری کنم، از هیچ تلاشی فروگذار نیستم و نخواهم بود.»

در مقام کسی که تا حدی از برنامه‌های استاد شجریان آگاهم به استاد شجریان عرض می‌کنم که شما برنامه‌هایتان را پیش ببرید و کمتر نیروی خود را صرف این موانع کنید. هواداران شما (از جمله من) و دوستداران موسیقی اصیل ایرانی و حتی کسانی که به موسیقی اصیل ایرانی گوش نمی‌کنند اما برای شما احترام قائل هستند در حمایت معنوی از شما در برابر موانع هیچگونه کوتاهی نخواهند کرد.

خداوند همۀ ما را به راه راست هدایت فرماید و ما را از مغضوبین درگاه خود قرار ندهاد.
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:42  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

بودن یا نبودن

معمولا وقتی که دنبال اخبار فرهنگی می‌گردم لینک تیتر اخبار رو کلیک می‌کنم تا تمام تیتر همۀ خبرها رو ببینم و از بین خبرهای فرهنگی چندتا رو برای وبلاگم انتخاب کنم. به چیز جالبی برخوردم. خبرگزاری فارس یکی از تیترهاش اعلام مرگ «بیت‌الله محسود» توسط برادر زنش بود. بعد چندتا خبر بعدتر پسرعموش گفته این محسود زنده‌ست. دوباره چندتا خبر بعدتر امریکا اعلام کرده که مرده. چندتا خبر بعدتر دولت پاکستان گفته مطمئن نیستیم که مرده باشه اما به احتمال زیاد مرده. اولاً این چه اسمیه که این آقا داره. دوماً اگر زنده‌ست مثل آدم بیاد بگه من زنده‌ام جان عالم رو خلاص کنه. اگر مرده خوب ورثه‌ش چرا دعوای سر میراث رو بسط میدن به اینکه اصلاً زنده‌ست. مثل آدم بیان بگن که یا مرده یا زنده‌ست. این خبرگزاریها خسته شدند از بس نوشتن پسرخاله‌ش گفته زنده‌ست. پسرعموش گفته مرده. برادر زنش گفته مرده. هووی عمه‌ش گفته زنده‌ست. زنده‌ش یه‌جور دردسره برای مردم دنیا. مرده‌ش یه‌دردسر. میگن بهترین کار برای آدم مردم آزار اینه که بمیره. این یکی مرده‌ش هم مردم آزاره. خدا از سر تقصیرات همۀ ما بگذره.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:41  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

پوزش

با عرض پوزش از حضور تمام بازدیدکنندگان دیشب برق اینترنت رفته بود و موفق نشدم که خبری و مطلبی یافت کنم.
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:33  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

چه پخش بکنند، چه پخش نکنند، متضررند

صم بکم عمی فهم لایرجعون. مثل اینکه گوش مسئولین صدا و سیما کمی سنگینه و صدای خندۀ خدا رو نمشنوند. خدا ارده اش بر این قرار گرفته که بندۀ خودش محمدرضا شجریان رو محبوب دلها کنه. من خنده‌ام میگیره. روزنامۀ اعتماد ملی روز یکشنبه یک ستون اختصاص داده بود به سردرگمی مسئولین صدا و سیما در مورد پخش‌کردن یا پخش نکردن آثار استاد شجریان با تیتر «پخش می‌کنیم، پخش نمی‌کنیم». مسئولین صدا و سیما باید یه تست آی-کیو بدن اگر هنوز متوجه نشدن که چه پخش کنند، چه پخش نکنند طرف بازنده صدا و سیماست. نه‌تنها در زمان حاضر از مسئولین صدا و سیما به بدی یاد میشه که در کوچه و خیابان و هر روزنامه و وبسایت و وبلاگی می‌بینیم. بلکه در آینده هم از مسئولین حال حاضر صدا و سیما به بدی یاد خواهد شد البته در حالیکه صدا و سیما با بحران مخاطب روبروست و با بی‌اعتمادی حدود 80درصد از جامعه (به نظر شخصی من) مواجه است، باید راه آبرومندانه‌ای رو برای خودشون انتخاب کنند.

در هرصورت هرتدبیری به‌کار ببرند طرف بازنده صدا و سیماست. گویا این شعر حافظ رو نخوندن که:

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند  /  عرصۀ شطرنج رندان را مجال شاه نیست

یا هنوز این جمله از سعدی رو نخوندن که گفته:

بزرگش نخوانند اهل خرد  /  که نام بزرگان به زشتی برد

صدا و سیما میتونه راه لجاجت رو در پیش بگیره. یا اینکه سر تعظیم فرود بیاره. فرصت و قدرت و مهلت هر دوتا کار رو هم داره.

من شخصاً با توجه به اینکه اصولاً علاقه‌ای به مسئولین صدا و سیما ندارم توصیۀ غیرمشفقانۀ من بهشون اینه که راه لجاجت رو در پیش بگیرن و بیشتر موجب بی‌آبرویی خودشون بشن تا بیشتر از این مورد شماتت مردم زمان حال حاضر و آیندگان قرار بگیرن. این راه هم براشون بازه. باز هم در ادامۀ این توصیۀ غیر مشفقانه بهشون میگم که معاونین صدا و سیما طی مصاحبه‌هایی از بخش‌های مختلف خبری مختلف اعلام کنند که ما این همه مداح و قاری و مؤذن داریم و نیازی حتی به ربنای استاد شجریان نداریم. و اصلاً هر اثری از استاد شجریان رو بخواهیم پخش می‌کنیم و هرکدام را که نخواهیم پخش نمی‌کنیم. (که این بیشترین ضرر رو متوجه صدا و سیما میکنه)

توصیۀ مشفقانۀ من به صدا و سیما اینه که راه مسالمت آمیز رو در پیش بگیرند و هرچه زودتر رییس صدا و سیما بابت پخش بدون اجازۀ صدای استاد شجریان با نامه‌ای سرگشاده از ایشون و از مردم ایران عذرخواهی کنند و مناجات ربنا رو در ماه مبارک رمضان از تمام شبکه‌های صدا و سیما پخش کنند و از پخش دیگر آثار ایشان حتی اگر به گفتۀ خودشون امتیاز این آثار در انحصار صدا و سیما باشه خودداری کنند. و اگر قصد دارند برنامه‌هایی مانند «آوای ایرانی» رو با صدای استاد شجریان پخش کنند، شخص آقای ضرغامی حضوری خدمت استاد شجریان برسه و از ایشون برای پخش این نوع برنامه‌ها اجازه بگیره. این آبرومندانه‌ترین راهیه که درمقام یک هموطن میتونم به مسئولین صدا و سیما توصیه کنم. تازه اگر همین راهی رو که گفتم درپیش بگیرند باز هم طرف بازنده صدا و سیماست فقط ضرری که مسئولین وقت صدا و سیما متحمل میشن میزانش کمترینه. اما اگر راه لجاجت رو درپیش بگیرند، که با توجه به بی‌تدبیر بودن مسئولین صدا و سیما هیچ بعید نیست که این راه لجاجت رو درپیش بگیرن و این بی‌تدبیر بودن از اظهارنظرهای متناقض مسئولین مختلف صدا سیما مانند آقای صوفی و طهماسبی کاملاً معینه، خسرانی که متوجه صدا و سیما میشه بیشتر میشه. به هرحال این میان کسی که ضرر میکنه صدا و سیماست. حالا با تصمیم خودشون میتونن اندکی آب رفته رو به جوی بازگردونند و میزان این ضرر رو کمتر کنند یا تصمیمی بگیرند که لکۀ سیاهی در کارنامۀ شخصی مسئولین و کارنامۀ  صدا و سیما (به‌طورکلی) قرار بگیره.

چندی پیش خبرگزاری ایسنا یکی از همین خبرها رو که بیان کرد عکس یکی از مسئولین صدا و سیما رو کنار عکس استاد شجریان قرار داده بود. (اگر اشتباه نکنم آقای صوفی بود). به هرحال عکس هرکسی بود همان مقام محترم میتونه فقط به این عکس نگاهی بندازه تا متوجه خیلی چیزها بشه. یک طرف عکس کسی که پشت میز نشسته و حالا به دلیل اینکه پشت اون میز نشسته یک قدرت مختصری داره و چند صباح دیگر مطمئناً دیگر پشت اون میز نخواهد بود و دیگر یادی و نامی و نشانی از ایشان باقی نخواهد موند. طرف دیگر عکس استاد بی‌همتای آواز ایران محمدرضا شجریان بود که تا ابد نام و آثار ایشون باقی خواهد موند. و تازه پس از مرگ جسمی ایشون (البته از خداوند عمر طولانی و همراه با سلامتی استاد رو از خدا میخوام، بسیار زیاد و سلامت) حیات دوبارۀ ایشون در این دنیا شروع میشه. این آقای پشت میز نشین میتونه تصمیمی بگیره که تا ابد به‌قول معروف بگویند خدا رحمتش کند خدمتی به مردم کرد. یا میتونه تصمیمی بگیره که خدای نکرده به قول معروف بگویند...

ممکنه کسانی که از عظمت نام هنرمندی چون شجریان بی‌خبرند این حرفهای من براشون خنده‌دار باشه. به‌هرحال تاریخ نشون خواهد داد. قصدم خدای نکرده مقایسۀ مسئولین صدا و سیما با سلطان غزنوی نیست. که بسیاری از اونها متدین و خدمتگزارند هرچند که گمنام باشند. مثالش همین آقای حسین پاکدل که زمانی در صدا و سیما بود. چنین افرادی هم اکنون هم در صدا و سیما هستند. اما بسیاری از اونها متأسفانه تعصب جلوی دیدن و شنیدنشون رو گرفته. قصدم تنها بیان مثاله. سلطان غزنوی رفت و فردوسی و شاهنامه باقی موند. اون زمان هم سلطان غزنوی از عظمت و بزرگی فردوسی بی‌خبر بود اگرنه چنان تصمیمی هرگز نمی‌گرفت.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 11:24  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

جايگاه زن در دستگاه خلافت عبّاسي و نقش ايرانيان در اين جايگاه

بینندگان محترم وبلاگ. نمیدونم این واژۀ بینندگان برای وبلاگ اصلا درسته یا نه. از اونجایی که یکی از زمینه هایی که در موردش مطالعاتی داشتم، موضوع زنان بود از شما دعوت میکنم حتما مطلبی رو که در ادامه از سرکار خانم شیرین بیانی میاد مطالعه کنید. ضمنا همین جا اعلام میکنم که خیلی وقت پیش از آقای بهاءالدین خرمشاهی در روزنامۀ اطلاعات مطلبی در مورد تفسیر آیه ای از قرآن خوندم که در اون آیه خداوند فرموده که اگر زنان از شما نافرمانی کردند آنها را بزنید (سومین بار). اگر کسی میدونه که اون مطلب در چه کتابی چاپ شده یا هر طریقی که میتونم بهش دسترسی پیدا کنم بهم اطلاع بده چون برام خیلی مهمه. اما "جایگاه زن در دستگاه خلافت عباسی":


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 2:53  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

سلسلۀ ساسانی و عشق

دوستان عزیز هنردوست و فرهنگ دوستی که بینندۀ وبلاگ این حقیر هستید که مجموعا از ده نفر هم بیشتر نیستیداز شما دعوت میکنم که به مطلب سلسلۀ ساسانی و عشق آخرین نوشتۀ استادمحمدعلی اسلامی ندوشن که در وبسایتشون درج شده توجه فرمایید.

سلسلۀ ساسانی و عشق

آیا شگفت آور نیست که سلسلۀ ساسانی با عشق بر سر کار آید، ادامه اش از عشق باشد و پایانش با عشق.

شاهنامه که تاریخ داستانی ایران است چنین گواهی می دهد.

چشمۀ اوّل:

به روایت کتاب فردوسی، اردوان، آخرین شاه اشکانی کنیزکی دارد به نام گلنار که آرام جان اوست. این دختر چنان زیباست که اردوان هر صبح که از خواب بر می خیزد، باید چشم به روی او بگشاید تا روز بر او فرّخ شود. دیدار او را به شگون می گیرد.

در همین زمان، اردشیر، پسر بابک ساسانی، جوانکی است که به صورت تبعیدگونه یا گروگان در دربار اردوان به سر می برد. گلنار به این جوان دل می بندد، و سروسرّی عاشقانه میان این دو پدید می آید.

اردوان اخترشناسان را فرا می خواند تا آیندۀ او را پیشگوئی کنند. آنان می گویند که بنده ای از درگاه او فرار خواهد کرد و پادشاهی را از دست او خواهد گرفت. کنیزک که محرم راز پادشاه است، این پیشگوئی را به گوش اردشیر می رساند. اردشیر می اندیشد که: این بنده چرا او نباشد؟ و آمادۀ فرار می گردد.

آنگاه به کنیزک پیشنهاد می کند که با او همراه شود، و او می پذیرد. کنیزک که گنجور پادشاه است و کلید خزانه را در دست دارد، درِ خزانه را می گشاید و زرها و گوهرها را برمی دارد، و شبانه، به همراه جوان بر دو اسب به سوی فارس روانه می شوند.

روز بعد، اردوان چون از خواب بیدار می شود، بر خلاف رسم هر روزه، دختر را در برابر خود نمی بیند. سبب را می پرسد. جستجو می کنند و می بینند که او و ارد شیر راه فارس در پیش

گرفته اند.

اردوان بی درنگ به دنبال آنها می تازد، ولی بیهوده است. اردشیر از دسترس آنها خارج شده است. به قول سعدی: عشق بچربید بر فنون فضائل!

اردشیر به فارس می رسد و کنیزک که تجسّم زیبائی و نیکبختی است به همراه اوست. در نبردی که میان اردشیر و اردوان درمی گیرد، پادشاه اشکانی شکست می خورد و بدینگونه سلسلۀ ساسانی سربرمی آورد.

چشمۀ دوّم:

و آن مربوط به شاپور دوم ساسانی، معروف به «ذوالاکتاف» است. موضوع باز می گردد به جنگ میان ایران و روم که از آغاز دورۀ پارتی تا پایان عصر ساسانی نزدیک نهصد سال به تناوب ادامه داشته است.

شاپور خامی به خرج می دهد و می خواهد شخص خود در کسوت یک بازرگان به روم برود و نیروی جنگی رومیان را برآورد کند. در روم نیز برحسب اتّفاق یک فراری ایرانی در دربار قیصر است که شاه را باز می شناسد و آن را به گوش قیصر می رساند. بدیهی است که شاپور را دستگیر می کنند. قیصر دستور می دهد که او را در لای یک چرم خر بگذارند و بدوزند و آنگاه در یک سیاهچال بیندازند.

سپس رومیان با دستگیری شاپور، چون کشور را بی سرپرست می بینند به ایران لشکر می کشند و قتل و غارت بسیار به بار می آورند. از حسن اتّفاق، این بار نیز نگهبان شاپور کنیزک زیباروئی است که اصل ایرانی دارد. این دختر دلبستۀ شاپور می شود و درصدد بر می آید که راهی برای رهائی او بیابد. چارۀ کار چنین اندیشیده می شود که هر روزه مقداری شیر داغ، به عنوان غذا، برای شاپور درخواست کنند و آن را به زیر چرم خر بریزند، تا بتدریج نرم شود و تن را رها کند. چنین می کنند و پس از پانزده روز، چرم جدا می گردد و شاپور از میان آن بیرون می آید.

روزی که یک جشن ملّی در روم برپاست و همۀ مردم برای تفرّج از شهر بیرون رفته اند، شاپور و کنیزک بر دو اسب می نشینند و به سوی ایران راه فرار در پیش می گیرند.

شاپور به ایران می رسد، لشکر گرد می آورد و به روم می تازد. این بار قیصر اسیر می شود و به زندان می افتد، تا در آنجا زندگیش به سر رسد. رومیان در تازشی که به ایران کرده بودند و کشتار و خرابی بسیار به بار آورده بودند، مجبور می شوند که غرامت سنگینی به ایران بپردازند.

 

چشمۀ سوّم:

و آن به ماجرای خسرو و شیرین باز می گردد. این داستان را فردوسی، برخلاف نظامی، بسیار کوتاه به بیان آورده است.

خسرو زمانی که هنوز خیلی جوان است و به پادشاهی نرسیده، با شیرین بر خورد می کند و او را دوست دختر خود قرار می دهد. امّا جریان های بعد، یعنی جنگ با بهرام چوبینه و مشکلات آغاز سلطنت، او را باز می دارد که به شیرین بپردازد.

چند گاهی می گذرد. روزی که خسرو به شکار رفته است، شیرین خود را می آراید و جلو راه او می ایستد. به شاه می گوید: آیا این رسم وفاداری است که دوستی های گذشته را از یادببری؟ خسرو متنبّه می شود و دستور می دهد که او را به شبستان شاهی ببرند.

پس از بازگشت به کاخ، قصد خود را دائر بر ازدواج با او آشکار می کند. سران کشور و موبدان با آن سخت مخالفند، زیرا شیرین را زنی سبکسر می پندارند که شایستۀ شبستان شاهی نیست. مگر نه هم او بود که چندی رابطۀ آزاد با خسرو داشت؟

خسرو تمهیدی به کار می برد و آنها را متقاعد می کند که دیگر شیرین آن شیرین گذشته ها نیست. بدینگونه او به همسری پادشاه درمی آید، و حتّی در میان زنان به مرتبۀ سوگلی ارتقاء

می یابد.

خسرو نزدیک سی سال با شیرین زندگی می کند، و طیّ این مدّت، حشمت و شکوه او از همۀ شاهان گذشته درمی گذرد. فردوسی اینگونه از دستگاه او یاد می کند:

    بر آن سان بزرگی کس اندر جهان                 ندارد به یاد از کهان و مهان

   ز  پرویز  چون  داستانی   شگفت                ز من  بشنوی یاد باید گرفت

   کز  آن  بیشتر  نشنوی در جهان                 اگر  چند پرسی ز دانا  مهان

تعیّن او از باژوساوهائی است که از هر سو به جانب ایران سرازیر می شود، و انواع غلامان و کنیزان و خنیاگران؛ بااینهمه، در زمان اوست که سلسلۀ ساسانی رو به نشیب می نهد. به روایت فردوسی وی که در آغاز پادشاهی، دادگر شناخته می شد، در اواخر عمر به بیداد روی می برد.

     چُن آن دادگر شاه بیداد گشت                      به بیدادی کهتران شاد گشت!

از این رو بزرگان کشور بر او می شورند، او را به زیر می کشند، به زندان می فرستند و پسرش شیرویه را که در زندان است، می آورند و بر تخت می نشانند.

ولی از آنجا که دو فرمانروا در یک قلمرو نمی گنجد، می بایست خسرو از میان برداشته شود. امّا از سوی دیگر چون کشتن پادشاه را شوم می دانستند، و کسی زهرۀ آن را نمی داشت، می بایست فردی را یافت که مرد این کار باشد. رفتند و جستند و کسی را یافتند که زشت ترین و زبون ترین مردان روزگار خود بود:

   دو چشمش کبود و دو رخساره زرد                 تنی خشک و پر موی و لب لاژورد

   پر  از  پای  خاک  و  شکم   گرسنه                سر      مرد     بیدادگر،      برهنه

   ندانست  کس   نام   او   در  جهان                 میان      کهان    و   میان   مهان

چنین مردی کار خسرو را می سازد.

بازی روزگار آن است که او شبیه به همان کسی باشد که به تحریک خسرو کشتن بهرام چوبینه را به عهده می گیرد و باز شبیه به مردی که به دستور همین پادشاه مأمور ویران کردن شهر ری می گردد.

چون فردوسی هرگز از نتیجه گیری عبرت آموز غافل نمی ماند، بعد از این واقعه نیز چنین اظهارنظر می کند:

    بر این گونه گردد جهان جَهان                  همی راز خویش از تو دارد نهان

     اگر گنج یابیّ و گر گُرم و رنج                  نمانی  همی  در  سرای   سپنج

     بی آزاری  و   راستی  برگزین                   چو خواهی که یابی به داد آفرین

پس از مرگ خسرو، نوبت به شیرین می رسد، بیوۀ نامدار. نخست شیرویه به او تهمت می بندد و جادوگرش می خواند. شیرین از خود دفاع می کند:

     به سی سال بانوی ایران بُدم                  به  هر  کار پشت دلیران بُدم

       نجستم به هر کار جز  راستی                 ز من دور شد کژیّ و کاستی

آنگاه بزرگان کشور را به شخصیّت خود گواه می گیرد، و آنان بر بزرگمنشی او گواهی می دهند. شیرین به وصف زن تمام عیار می پردازد که توصیف خود اوست:

     به  سه  چیز  باشد  زنان  را  بهی                    که  باشند    زیبای   گاه   مهی

     یکی آنکه با شرم و با خواسته است                   که جفتش بدو خانه آراسته است

     دگر     آنکه   فرّخ   پسر   زاید   او                  ز  شوی  خجسته   بیفزاید   اوی

   سه  دیگر   که   بالا و  رویش    بود                  به  پوشیدگی  نیز   مویش   بود

     بگفت  این  و  بگشاد  چادر  ز  روی                  همه  روی ماه و همه پشت موی

آنگاه نقاب از رخ بر می دارد. چون شیرویه این زیبائی خیره کننده را می بیند، بی درنگ از او خواستگاری می کند. شیرین قبول این پیشنهاد را به پذیرفتن سه شرط موکول می دارد:

یکی آنکه اموال او را که از او گرفته اند به او باز گردانند. دوم آنکه پادشاه خط بنویسد که هرگز نظری به این اموال نداشته باشد. سوم آنکه به او اجازه بدهند که به دخمۀ خسرو برود و با او وداع کند.

شیرویه هر سه را می پذیرد.

در بازگشت به کاخ خود، غلامان و کنیزانش را آزاد می کند و همۀ دارائی خود را به بینوایان و نیازمندان می بخشد، سپس می آید به دخمۀ خسرو پرویز:

   نگهبان  درِ  دخمه  را  باز کرد                       زن   پارسا   مویه  آغاز   کرد

  بشد  چهر  بر  چهر خسرو نهاد                       گذشته سخن ها بر او کرد یاد

    هم اندر زمان ز هر هلهل بخورد                       ز  شیرین  روانش  برآورد گرد

   نشسته  بر  شاه  پوشیده  روی                        به تن بر یکی جامه کافور  بوی

   به  دیوار  پشتش  نهاد و  بمرد                        بمرده، ز گیتی ستایش ببرد

(شاهنامه، متن خالقی مطلق، داستان خسرو پرویز و شیرویه)

ماجرای خسرو و شیرین، که تا حدّی فرجام کار آنتونیوس و کلئوپاترا را در تراژدی شکسپیر به یاد می آورد(1)، می بایست به مرگ خاتمه یابد، تا در آن فراز و فرود زندگی انسانی خوب نموده شود.

سه ماجرائی که از آنها یاد شد، رویدادهای به ظاهر ساده ای هستند که منشاء آثار بزرگ می شوند.

با آنکه عشق در ایران پیش از اسلام بُعد و حدّت عشق عرفانی بعد از اسلام را دارا نیست، در عوض بُرد واقع بینانه دارد، درخت زندگی است و در این سه واقعه دیدیم که زیبائی و جوانی و برازندگی، سه شاخه های آن بودند.

نکتۀ قابل توجّه آنکه نیروی زیبائی مدارج طبقاتی عصر ساسانی را هم درهم می شکند. یک نمونه:

بهرام گور، پادشاهی است مردمی و خوش گذران، هم چنین عادت دارد که ناشناس به کشور گردی بپردازد و با مردم بیامیزد. دو داستان معنی دار در شاهنامه دربارۀ او آورده شده است.

روزی که برای شکار از شهر بیرون رفته، گذارش به یک آسیا می افتد. دختران آسیابان جشنی برپا کرده و به بزن و بکوب مشغول هستند، چهار دختراند:

  همه ماهروی و همه جعد موی                       همه چامه گوی و همه مشکبوی

     بر  شاه   رفتند  با    دستبند                      به  رخ  چون  بهار  و  به بالا بلند

این دختران علاوه بر زیبائی، هنرمند هم هستند، خوش زبان و شیرین. در این جا مانع طبقاتی ساسانی از میان برداشته می شود. شاه نمی تواند خودداری ورزد. از اینکه از هر چهار دختر خواستگاری کند.

    بپرسید، چون دید مرد از نژاد                       نه از خواسته بر دلش بود یاد

یعنی در این جا نسب و ثروت هر دو بی ارزش می شوند.

      به روی زمین بر همی ماه جست                     نه دینار و نه دختر شاه جست

مورد دیگر، ازدواج بهرام با سه دختر روستائی است. روزی در یکی دیگر از شکارگردیهایش به باغ دهقانی به نام برزین گزارش می افتد که سه دختر دارد:

   به رخ چون بهار و به بالا بلند                       به ابرو کمان و به گیسو کمند

و آنان نیز از هنر و دلارائی بهره دارند:

     یکی پایکوب و دگر چنگ زن                      سه دیگر خوش آواز و بربط شکن

بهرام داوطلب گرفتن هر سه می شود.(2)

از این عجیب تر موضوع قباد است. وی از جانب سران کشور از پادشاهی خلع می گردد. پنهانی به جانب سرزمین هیتال می رود تا از فرمانروای آنان کمک بگیرد، و به سلطنت باز گردد. بر سر راه به یک خانوادۀ دهقان برخورد می کندکه دختر زیبائی دارند:

    یکی دختری داشت دهقان چون ماه               ز مشک سیه بر سرش بر کلاه

قباد دلبستۀ او می شود. او را می گیرد. یک هفته با او می ماند و آنگاه عازم سرزمین هیتالیان می شود. پس از نه ماه پسری از این زن به دنیا می آید که جانشین قباد خواهد بود و آن خسرو انوشیروان است. انوشیروان که در داستان معروف «کفشکر» (3) اجازه نمی دهد که فرزند آن مرد کاسب، «فرهنگ» بیاموزد و به مرتبۀ دبیران ارتقاء یابد، آیا فراموش کرده است که خود از مادری دهقان زاده به دنیا آمده و بر اریکۀ سلطنت نشسته؟ پس لابد باید گفت که در این جا پای عنصر مقاومت ناپذیری در میان بوده و آن زیبائی انسانی است. زیبائی، قانون بسیار نافذ بستگی طبقاتی را در هم شکسته است.

نیروی عشق و زیبائی از ایران باستان، به ایران بعد از اسلام سرایت کرد، و در عرفان ایران و ادب فارسی به چنان ژرفا و حدّتی رسید که عشق را همان نیروی «هستی بخش» بینگارند، که مولانا می گوید:

گر نبودی عشق بفسردی جهان!

                                                        محمّدعلی اسلامی ندوشن

به قول غیر معروف لینک مربوطه: http://eslaminodushan.com/Index.aspx?name=News&id=16

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 2:39  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

صداوسيما: آثار شجريان بنا به درخواست وي پخش نمي شود

این خبر از سوی ایرنا منتشر شده و با این عنوان به عقیدۀ من قصد پنهان کردن یا تلطیف کردن این حرف طهماسبی را داشته که گفته: "انحصار برخی از آثار [استاد] شجریان در اختیار صدا و سیماست." شاید آثاری رو گفته که استاد شجریان قبل از انقلاب در برنامۀ گلها اجرا کرده و گلبانگ 1 و 2 و آثار بیاد عارف و شیدا و سپیده هست که توسط شرکت آوای شیدا منتشر شده و درخیال که توسط سروش منتشر شده، دیلمان که توسط کانون پرورش فکری کودکان منتشر شده. اگرنه من دیگه اثری یادم نمیاد که توسط شرکتی غیر از دل‌آواز مننتشر شده باشه. دیلمان که بیشتر جنبۀ آموزشی داره. بیاد عارف و شیدا و سپیده هم که توسط شرکت استاد محمدرضا لطفی منتشر شده. آنچه که مهمه اینه که استاد به هیچوجه راضی به پخش آثارش از صدا و سیما نیست.

متن خبری که در وبسایت خبرگزاری ایرنا درج شده:

 

رييس مرکز موسيقي و سرود صدا و سيماي جمهوري اسلامي، گفت: هيچيک از آثار محمدرضا شجريان بنا به درخواست کتبي وي پخش نمي شود.

سايت فرهنگي و هنري دل آواز اعلام کرده است که استاد شجريان حقوق آثار خود را به صدا و سيما واگذار ننموده و اين سازمان مجوزي براي پخش آنها جز دعاي ربنا که هديه استاد به ملت ايران مي باشد را ندارد.
"کيومرث طهماسبي" روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگي ايرنا، اظهار داشت: آقاي محمدرضا شجريان، چندي پيش در نامه اي به رييس سازمان صدا و سيما درخواست جلوگيري از پخش آثارش در صدا و سيما را کردند که رييس سازمان اين درخواست را براي بررسي به اداره کل حقوقي سازمان ارجاع دادند.
وي، با اشاره به اينکه در مورد آثار مختلف آقاي شجريان احکام متفاوتي وجود دارد، افزود: انحصار بعضي از آثار شجريان در اختيار صدا و سيما است، برخي در اختيار شرکت خود ايشان است و برخي نيز متعلق به شرکت هاي خصوصي ديگر مي باشد.
رييس مرکز موسيقي و سرود صدا و سيما، ادامه داد: فعلا منتظر اعلام نتيجه بررسي هاي اداره کل حقوقي سازمان صدا و سيما هستيم و حتما مصوبه آن را اجرا مي کنيم.
طهماسبي با اشاره به اينکه در بين هنرمندان و خوانندگان ادعيه و اشعار مذهبي فراواني در طول اين سال ها بصورت ضبط شده در آرشيو سازمان موجود است خاطر نشان کرد: تهيه کنندگان برنامه ها براساس حال و هواي برنامه خودشان تصميم مي گيرند که از چه ادعيه و آياتي از قرآن استفاده کنند.
وي، افزود: تا اين لحظه از دفتر حقوقي سازمان مصوبه اي صادر نشده است و از نامه آقاي شجريان مبني بر پخش دعاي ربنا مطلع نيستم.

 

استاد شجریان به عنوان کسی که خالق اثر است حق داره که از پخش آثارش جلوگیری کنه. به عقیدۀ من اظهار نظر این آقای رییس مرکز موسیقی و سرود صدا و سیما دوپهلوست و این اظهار نظر را انجام داده که ببیند چه عکس‌العمل‌هایی در پی داره. به هر حال معتقدم استاد شجریان باید شکایت خودش رو تا رسیدن به نتیجۀ مطلوب پیگیری کنه. صدا و سیما باید افتخار کنه که صدای استاد شجریان رو پخش کنه. متأسفم که چنین کسانی که بویی از فرهنگ نبرده‌اند متولی امور فرهنگی در صدا و سیما هستند.

 

در اروپا محلی که گروه بیتلز از آن عبور کرده تبدیل به یک جاذبۀ توریستی شده اما در ایران به استاد آواز ایران توهین میشه. آدم یاد جمله‌ای در فیلم کمال‌الملک می‌افته که کمال‌الملک خطاب به مظفرالدین شاه میگه: ممالک دیگر صدها چو من دارند و قدر هر یک را صد برابر من می‌دانند اما شما یکی مثل من دارید و قدر من را نمی‌دانید.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 2:13  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

دلنوازان و پخش اثري با صداي عبدالوهاب شهيدي

برنامه "دلنوازان" روز يکشنبه (هجدهم مرداد ماه جاري) ترانه اي را با صداي "عبدالوهاب شهيدي" پخش مي کند. به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، براساس اعلام روابط عمومي شبکه راديو سراسري ايران، "حوريه تاجيک" سردبير و تهيه کننده برنامه "دلنوازان" با اعلام اين خبر گفت: اين برنامه که کاري از گروه فرهنگ راديو ايران است، روز يکشنبه ساعت 13 و 30 دقيقه در مايه دشتي اثري را با صداي "عبدالوهاب شهيدي" پخش مي کند.
براساس اين گزارش، در بخش ديگري از برنامه ترانه اي با صداي کوروش فرهنگ زاده و نوازندگي ويلن حبيب اله بديعي و سنتور مجيد نجاهي را تقديم شنوندگان مي کند.
"دلنوازان" به گويندگي حوريه صداقتي، از شنبه تا چهارشنبه هر هفته از راديو ايران پخش مي شود.

منبع: خبرگزاری ایرنا

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 2:10  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

مهرجويي: زمان فيلم «تهران‌تهران» افزايش مي‌‌يابد

خبرگزاري فارس: «داريوش مهرجويي» پس از بازگشت به تهران، گفت: در پي درگذشت «سيف‌الله داد» زمان فيلم «تهران‌تهران» افزايش مي‌‌يابد و در حال روتوش فيلم براي تبديل آن به يك فيلم نيمه بلند هستيم. «داريوش مهرجويي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد آخرين مرحله فني فيلم تهران تهران كه يكي از اپيزودهاي فيلم «تهران در جستجوي زيبايي است» گفت: در حال حاضر تدوين اين فيلم به پايان رسيده و ما در حال روتوش كردن و طولاني تر كردن زمان فيلم هستيم تا به زودي صداگذاري و ساخت موسيقي اين فيلم را نيز آغاز كنيم.
اين كارگردان درباره تبديل اين پروژه به دو اپيزود تصريح كرد: در پي درگذشت آقاي «سيف‌الله داد»، ايده دو اپيزودي شدن اين فيلم را من به تهيه‌كننده دادم و خوشحالم كه اين اتفاق مي‌افتد.
وي كه اواخر هفته گذشته از سفر به دبي به تهران بازگشت، همچنين در مورد خبر توقف خود در فرودگاه دبي، گفت: متاسفم كه قوانين ظالمانه بعضي از كشورها به خاطر چند قرص مسكن كه هر كسي مي‌تواند همراه خود داشته باشد به شكلي است كه چنين مشكلاتي ايجاد مي‌كند و به انتشار برخي شايعات دامن مي‌زند.

منبع: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 1:34  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

"عصر یخبندان 3" پس از شش سال رکورد پرفروشترین انیمیشن تاریخ را شکست

انیمیشن سینمایی "عصر یخبندان: ظهور دایناسورها" محصول استودیو فوکس قرن بیستم با رسیدن به فروش 551 میلیون دلاری رکورد شش ساله "در جستجوی نیمو" را شکست و پرفروشترین انیمیشن تاریخ در بازار بین‌المللی شد.

به گزارش خبرنگار مهر، ورایتی اعلام کرد "نیمو" محصول مشترک دیسنی و پیکسار سال 2003 به نمایش عمومی درآمد و در بازار بین‌المللی 525 میلیون دلار فروخت. نمایش گسترده فیلم‌های خانوادگی در سینماهای سه‌بعدی در افزایش فروش این فیلم‌ها بسیار موثر بوده و تماشاگران با خیالی آسوده هزینه خرید بلیت‌های گرانقیمت فیلم‌های سه‌بعدی را می‌پردازند.

انیمیشن سینمایی "بالا" محصول دیسنی / پیکسار از این هفته در چند بازار بین‌المللی دیگر روی پرده رفت و از اکران در بیش از 2100 سالن سینما در 23 بازار به فروشی 23.4 میلیون دلاری دست یافت. فروش کلی این فیلم در خارج از مرزهای آمریکا و کانادا به رقم 80 میلیون دلار رسیده است.

"بالا" در نخستین هفته اکران در فرانسه 9 میلیون دلار فروخت که حدود یک سوم مجوع فروش "وال ـ ای" در این کشور است. محصول تازه دیسنی و پیکسار در روسیه هم آغازی خیره‌کننده داشت و در هفته اول نمایش عمومی 11 میلیون دلار فروخت. این در حالی است که مجموع فروش "وال ـ ای" در روسیه 11.7 میلیون دلار بود.

فروش هشت میلیون دلاری "بالا" از اکران در 602 سینمای اسپانیا بهترین افتتاحیه سال 2009 این کشور را رقم زد. "بالا" در اسپانیا تنها در 161 سینمای سه‌بعدی به نمایش درآمد و 3.3 میلیون هم درآمد داشت. "ظهور دایناسورها" تا امروز پرفروشترین فیلم در بازار بین‌المللی بوده، اما احتمالا این عنوان به هری پاتر 6 می‌رسد که در مرز فروش 500 میلیون دلار است.

"هری پاتر و شاهزاده دورگه" در سومین هفته اکران بین‌المللی با 43.4 میلیون دلار در صدر جدول فروش قرار گرفت. این فیلم در بازار بین‌المللی 493 و در دنیا 749 میلیون دلار فروخته است. فروش جهانی "عصر یخبندان 3" بیش از 733 میلیون دلار و فروش جهانی "بالا" 366 میلیون دلار شده است.

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 1:29  توسط مسافر سفر تاتاری  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر

 برای دیدن مطالب با موضوعات مختلف به آرشیو موضوعی وبلاگ مراجعه کنید

استفاده از مطالب این وبلاگ (به جز یادداشت های روزانه) با ذکر منبع مجاز است